وای خدا نبودم یعنی نت نداشتم از این به بد دارم میام هر روز آپ میکنم برید حال کنید ....
راستی یه چیز جلب توجه نکرد ؟ بابا خنگا من دارم فارسی تایپ میکنم برید بازم حال کنید ....
خوب بریم سر موضوع اصلی که همون خاطره نویسی : نمیدونم از کجا ننوشتم و از کجا نوشتم اما یه چیز جالب ... سیگار رو تجربه کردم ... فقط تفننی .... نزنید بابا میخواستم ببینم چیه همش ۷-۸ تا نخ کشیدم دیدم چیز خاصی نداره .... قول میدم دیگه نکشم ..... البته میخوام قرص رو هم امتحان کنم ببینم چیه وااای فکر کن اکس .... ولی به یه بر خوردنش فکر کنم بیرزه ....
راستی امروز دعوا هم کردم با یه مشت آدم ***** تو ایستگاه منتظر اتوبوس بودم ک برم مدرسه اما یکی اومد عزم پرسید آقا میخوای با اتوبوس بری ؟ گفتم بله !!! اون گفت زود بکن برو !!! منم گفتم شما ؟!! گفت من رئیس اینجام ! کل دخترهای اینجا مال من و دستمه !!!! ( البته منم زیر چشی که نه هیز به یه دختر چند وقت نیگا میکنم آخه باورم نمیشه دختر ایرانی موهاش بلوند باشه ) منم که آسان آسان زیر بر حرف زور نمیرم با پسر در گیر شدم البته بازم فقط خوردم اما جبران میکنم فردا ..... راستی مسابقات فوتسال تو مدرسمونه بازی اولو ۶-۲ بختیم اما این یکی دیگه که امروز بود رو ۲-۰ بردیم رفتیم مرحلهٔ بعد ...
بس واسه امروز بقیه رو ایشاالله فردا با بای & بوووووس
پس نوشت : تبلیغات انتخاباتی کروبی رو بر نمیدارم نمیخوام اون روزا از یادم بره . وقتی میبینمش موهایه بدنم سیخ میشه ... ندا آقا سلطان ... سعید اعرابی ... اینا خون ندادن که ما .... بیخیال


